تبليغاتX
!این منم... من مبهوت

!این منم... من مبهوت


و بین فاصله های سکوت تا فریاد

                                        تولّد همه ی واژه های بی بنیاد

تمام خاطره ها در پس فراموشی

                                  صدای پای سراب است و تشنگی بیداد

....

+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/04/19ساعت 20:33  توسط mati  | 



« من اینجا بس دلم تنگ است... »

+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/04/05ساعت 23:23  توسط mati  | 

 

برای تو

و تنها تو که می دانی چه می گویم

در این سرمای جان فرسا

و در این زمهریر سخت تن فرسا

و من در کلبه ای بی در

...

نمی دانم که هستی و چه می جویی

در این ژرفای پست این سکوت تلخ

که یعنی پیروی از هرچه می گویند...

خدای من

نمی دانم که هستم من...

چه می جویم

و دیگر صبر نتوانم

در اینجا آدمی یعنی سکوت و اشک

و نه امید

و نه منطق

و نه انسان...

بیتابم

بیتاب آن نور فروزانی

که این یخها بگشاید!!!

نه...

یک روزن به سوی نور...

پناهم باش

پناهم

ای تو!

 که از این درد آگاهی...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/10/29ساعت 21:22  توسط mati  | 

 

از استثنائات است که کسی را به خاطر آنچه که هست دوست بدارند.

اکثر آدمها چیزی را در دیگران دوست دارند که خود به آنها امانت داده اند:

خودشان را.

تفسیر و برداشت خودشان را از او...

 

«گوته»

+ نوشته شده در  شنبه 1389/08/15ساعت 1:11  توسط mati  | 

آدم برفی

 

 

بیاین همه باهم برای خوب شدن اکبر عبدی انرژی بفرستیم...

هرکی با هر اعتقادی که داره...

این هنرمند حیفه که بره...

 

                                    


پ.ن:این پست به جای پست قبلیمه...از همه اوناییه که دیدن پستمو عدرخواهی میکنم که بدون مدرک یه خبر بدو دادم بهشون...امیدوارم منو ببخشید... 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1389/07/07ساعت 15:28  توسط mati  |